در مورد ساير آثارش بايد به اشارهٴ كوتاهي قناعت كرد. دو رساله در دستور زبان؛
توصيف سرگردانيهاي اديسه و شرح خوابنامهٴ سونِـسيوس كورنهاي (پنجم ـ 1). نيكهفوروس در جواني محاورهاي فلسفي تأليف كرد، كه مباحثهاي است ميان او و بارلام در زير نامهاي مستعار. او در اواخر عمرش رسالهٴ مختصري در پاسخ به سوٴالات طبيعي مختلف امپراتريس هلنا، دختر يوآنس كانتاكوزنوس و همسر يوآنس پالئولوگوس نوشت (ايسيس 29، 486).
علاوه بر مباحثات كلامي بسيار كه در تاريخ او ديده ميشود، رسالاتي هم درباب الاهيات و سياستهاي ديني نوشت كه غالباً چاپ نشده است، همچنين تعداد زيادي نامه كه براي مطالعهٴ زمان او داراي ارزش است و هنوز بهطور كامل منتشر نشدهاند.
فلسفهٴ او تركيبي بود از ارسطو وافلاطون، گرچه رويهمرفته، بيشتر پيرو افلاطون بود، اما بدون ابتكار و بدون جديت. در
طبيعيات و منطق ارسطو به بحث پرداخت.
2. تـاريـخنگـاري ارمنـي
هـايتـون راهـب
هايتون راهب1 مورخ ارمني فرانسهنويس (متوفا حدود 1314). در فاصلهٴ سالهاي 1230 و 1245 در ارمنستان كوچك زاده شد. برادرزادهٴ هايتون اول (سيزدهم ـ 2) شاه ارمنستان (1223 ـ 1226 تا 1268 ـ 1270). احتمالاً پسر اُشين، برادر كهتر هايتون و فرمانرواي كوريكوس بود. او به زبان فرانسه خود را ((ارباب كورك (يا كورسي) ميخواند كه اشارهاي است به كوريكوس2 (زادگاه او؟) در كيليكيهٴ آسپرا، لنگرگاه كوچكي در ساحل مقابل قبرس در جنوب. او در جنگهاي پسر عمش هايتون دوم (شاه 1289 ـ 1297) شركت جست، يا بههر صورت شاهد بسياري از رويدادهاي آن بود، كه بعداً آنها را توصيف كرده است. پيش از سال 1299 براي زيارتي به فرانسه رفت و پس از دو سال كه به ميهنش بازميگشت خواست تا راهب شود؛ ولي اوضاع نظامي و سياسي در كشورش چنان بد بود كه تصميم گرفت بهجاي دوري جستن با آنها روبهرو شود. در سال 1305 م در بلاپايس (يا لاپايس)، در نزديكي كرينيا در ساحل شمالي قبرس به فرقهٴ پرمونتريان پيوست.
در سال 1307 به فرانسه رفت و كتاب گلهاي تاريخ سرزمينهاي شرق خود را به زبان فرانسه براي نيكلا فالكون اهل تولي تقرير كرد و او در همان سال آن را براي كلمنت پنجم به لاتيني ترجمه كرد. در سال 1351 ژان دراز ايپرايي (چهاردهم ـ 2)، بار ديگر آن ترجمهٴ لاتيني را به فرانسه ترجمه كرد، بدون اين كه چيز مهمي را حذف كرده يا چيزي از خود بر آن افزوده